سلام,اون روز بعد حرفایی که عشقم بهم زد حالم خوش نبود شبم حالم بهم خرد
فشارم افتاده بود حال خوبی نداشتم
خلاصه امروز اومدم خونه
حالم خوبه,البته چون خیلی موندم بافشار کم ,کسیم خبر نداشت به این خاطروضعم بد بود, نشد بمیرم تا عشقم یه نفس راحت بکشه,
دلم براش یه ذره شده کاش عصبانی نشه فقط ,نگرانشم ازش خبری ندارم
همش فکرم پیش اون بود, کار هم نتونستم برم فردا و پس فردا نمی تونم برم دانشگا باید برم سره کار وگرنه میپره چاره ای نیست
عشقم دلم برات تنگ شده
ماهم این هفته برون رفت وبه چشمم سالیست
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او
عکس خود دید, گمان برد که مشکین خالیست!

نظرات شما عزیزان:
|